قوانین ایران از اشتغال زنان حمایت می کند

وکیل دادگستری,وکیل پایه یک,وکیل شرکت,وکیل املاک,وکیل در دادگستری,,وکیل علی رمضانزاده

زن بر اساس ذات آفرینش و اراده پروردگار متعال دارای هوش، خلاقیت، توانایی و استعداد برای انجام کار است وهر استعداد طبیعی دلیل وجود یک حق طبیعی است، پس اشتغال زن حقی است که پروردگار به آنان اعطا کرده است و نمی‌توان آنان را از این حق خدادادی محروم کرد. چه اینکه محروم ساختن آنان از این حق خلاف عدالت و خیانت به اجتماع می‌باشد. بر این اساس به تصریح اصل ۲۱ قانون اساسی حق اشتغال برای زن و به تصریح منشور حقوق و مسئولیت‌های زنان، حق اشتغال زنان پس از رسیدن به سن قانونی کار، جزء حقوق برشمرده برای زنان هستند.

از دیگر دلایل داشتن حق اشتغال زنان، تامین منافع و آسایش خود و خانواده است. از همین روی در بند ۹ اصل سوم قانون اساسی، با استناد به آیات و روایات مبنی بر تساوی زن و مرد در آفرینش و کرامت انسانی زن در رسیدن به مقامات عالی معنوی همانند مرد، دولت را موظف کرده همه امکانات خود را در رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای زن و مرد، در تمام زمینه‌های مادی و معنوی بکار گیرد. ضمن آنکه حق بهره‌مندی از شغل و عدم اجبار به کار برای زنان در بند ب. ماده ۲۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۲۳ که همسو با احکام اسلامی نیز می‌باشد مورد تاکید قرار گرفته است.

در قانون اساسی زن و مرد از نظر اشتغال به کار از حقوق اجتماعی یکسان برخوردارند. اصل ۲۰ که بیان می‌دارد همه افراد اعم از زن و مرد به طور مساوی در حمایت قانون قرار دارند موید این نظر است. همچنین اصل ۳، ۲۱، ۲۸ و ۴۳ نیز برخورداری یکسان زنان در مقابل مردان را نسبت به حقوق اجتماعی و شغل بیان می‌کند. اما در راستای امکان بهره مندی زنان از شغل مناسب، اصل ۲۸ قانون اساسی بیان داشته هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند. اما در این میان بایدبه متناسب سازی میان شغل و ویژگی‌های زنان توجه و موقعیت‌های دیگری همچون همسری و مادری زن را نیز درک کرد. به دیگر بیان برخی از تفاوت‌های حقوقی میان زنان و مردان ناشی از تفاوت‌های جسمی و روحی میان آنان است که آثار و تبعات خود را در حقوق و تکالیف آنان برجای می‌گذارد. فلذا نادیده انگاشتن این تفاوت‌ها، ظلمی آشکار به هر دو جنس مخصوصاً زنان است. از همین روی و در راستای تناسب سازی با ویژگی‌های زنان و نیز بهره مندی حداکثری از ظرفیت آنان، به ممنوعیت قانونی در به کارگیری و بهره‌کشی از زنان در مشاغل سخت و زیان آور می‌پردازیم. چه اینکه بسیار اتفاق افتاده زنان از روی ناچار و بنا بر جبر روزگار مجبور به تن دادن به هر نوع شغلی هستند و کارفرما و صاحب قدرت نیز این جبر و اضطرار را دست مایه سوء استفاده و بهره کشی قرار می‌دهد و از این روی زنان بی آنکه از حمایتی برخوردار باشند مورد ظلم قرار گرفته و به لحاظ شرایط زندگی در وضعیت بدتری نسبت به گذشته قرار خواهند گرفت.

از همین روی ماده ۷۵ قانون کار به صراحت انجام کار‌های خطرناک، سخت و زیان آور و نیز حمل بار بیشتر از حد مجاز با دست و بدون استفاده از وسایل مکانیکی را برای زنان ممنوع اعلام کرده است. هرچند استثنائاتی نیز در این زمینه وجود دارد. به طور مثال کارکنان نظام سلامت مانند پرستاران در مشاغل سخت و زیان‌آور مشغول به کار هستند. یا خبرنگارانی که به حکم قانون در شمار مشاغل سخت و زیان آور می‌باشند حضور زنان در این حوزه‌ها بلامانع بوده و از شمول ماده ۷۵ قانون کار مستثنی خواهند بود.

به عبارت دیگر هدف قانونگذار از ممنوعیت زنان در بکارگیری در مشاغل سخت به معنای تفکیک جنسیتی میان زن و مرد یا محروم کردن و ممنوع کردن زنان از برخی مشاغل نبوده، بلکه حمایتی است که از زنان بنابر شرایط فیزیکی و جسمی که دارند در برابر کار‌های خطرناک و سخت و زیان‌آور است. همچنین جلوگیری از به کار گماردن زنان در مشاغل سخت و سوء استفاده از اجبار و اضطرار آنان توسط کارفرما می‌باشد. چه اینکه انجام کار‌های سخت و زیان آور با قوای جسمانی انجام دهنده کار ارتباط دارد و برای زنان هرچند که از لحاظ نیروی دماغی در سطحی مساوی با مردان هستند، چون از نظر نیروی جسمانی به هر حال ضعیف‌تر از آنان هستند، مناسب نیست.

اما قانونگذار به زنان باردار و جلوگیری از بهره‌کشی آنان و بکار گماردن آنان در مشاغل ممنوعه نیز توجه داشته و به منظور حمایت از آنان در ماده ۷۷ قانون کار چنین بیان داشته است: در مواردی که به تشخیص پزشک سازمان تامین اجتماعی، نوع کار برای کارگر باردار خطرناک یا سخت تشخیص داده شود، کارفرما تا پایان دوره بارداری وی، بدون کسر دستمزد باید کار مناسب‌تر و سبک‌تری ارجاع نماید. ‏

‏ ‏ از طرف دیگر مستند به منشور حقوق و مسؤلیت‌های زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران مصوب سال ۱۳۸۳، زن و مرد از نظر ویژگی‌های جسمی و روانی دارای تفاوت‌هایی می‌باشند که این تفاوت‌ها مبتنی بر حکمت الهی و به عنوان راز تداوم حیات بشر، کلیت منسجمی را تشکیل می‌دهد تا در نهایت، رابطه متقابل ناشی از تناسب فکری و عاطفی میان آن دو حیات معقول و والی انسانی امکان و تداوم یابد؛ لذا این تفاوت‌های طبیعی منشأ تفاوت‌های حقوقی می‌شود که مبتنی بر عدالت خداوند متعال است، درحالیکه منجر به کم شدن ارزش زن یا تبعیض ظالمانه بین زن و مرد نمی‌شود.‏

به جهت اشتراک زن و مرد در حقیقت انسانی، در بیشتر موارد زن و مرد در نظام حقوقی اسلام از حقوق و مسئولیت‌های یکسان برخوردار هستند، اما باید بیان داشت تفاوت در حقوق و مسئولیت‌ها امری است که نشان دهنده برتری جنسی بر جنس دیگرنیست و عمدتاً حقوقی خاص است که هر یک از زن و مرد به تناسب نقش‌های ویژه و بدل‌ناپذیر در خانواده پیدا می‌کند. این تفاوت از آن جهت است که امکان وجود سلامت مادی و معنوی خانواده به عنوان اصلی‌ترین نهاد جامعه که جایگاه حقیقی پیدایش و پرورش انسان است تامین گردد. به همین دلیل است که حمایت قانونی از زنان در راستای کسب شغل مناسب می‌تواند به سلامت جسمی و معنوی آنان و متعاقباً رشد و برقراری آرامش در زندگی و خانواده و سپس جامعه منتهی گردد.‏

اما هر آنچه که این چرخه شرعی و قانونی را بر هم زند با واکنش قانونگذار روبرو خواهد گردید. از همین روی ضمانت اجرای سوء استفاده و بکارگیری زنان در مشاغل سخت و زیان آور در ماده ۱۷۶ قانون کار چنین مقرر شده است: متخلفان از هر یک از موارد مذکور در مواد ۵۲، ۶۱، ۷۵، ۷۷، ۷۹، ۸۳، ۸۴ و ۹۱ برای هر مورد تخلف حسب مورد علاوه بر رفع تخلف یا تادیه حقوق کارگر یا هر دو در مهلتی که دادگاه با کسب نظر نماینده وزارت کار و امور اجتماعی تعیین خواهد کرد، به ازای هر کارگر به ترتیب ذیل محکوم خواهند شد:‏

‏۱٫ برای تا ۱۰نفر، ۲۰۰ تا ۵۰۰ برابر حداقل مزد روزانه یک کارگر. ۲٫ برای تا ۱۰۰ نفر نسبت به مازاد ۱۰نفر، ۱۰ تا ۲۰ برابر حداقل مزد روزانه یک کارگر. ۳٫ برای بالاتر از ۱۰۰نفر نسبت به مازاد ۱۰۰نفر، ۱۰ تا ۲۰برابر حداقل مزد روزانه یک کارگر. این حمایت تا آنجا پیش رفته است که در صورت تکرار تخلف، کارفرما به حبس از ۹۱ روز تا ۱۸۰ روز محکوم خواهد شد. رسیدگی به این جرایم بنا به تجویز ماده ۱۸۵ قانون موصوف، در صلاحیت دادگاه‌های کیفری دادگستری است. رسیدگی مذکور در دادسرا و دادگاه خارج از نوبت به عمل خواهد آمد.

چه اینکه عدم وضع این ممنوعیت و ضمانت اجرا و رها کردن کارفرما به حال خود و نیز عدم رعایت آزادی انتخاب شغل و اجبار زنان به کار و جلوگیری از بهره‌کشی از کار زنان که در بند دوم و چهارم اصل ۴۳ قانون اساسی مورد تأکید قرار گرفته است، موجب می‌شود تا با بکارگیری زنان در چنین مشاغلی موجبات بیماری و از دست رفتن سلامتی آنان فراهم گردد که باید بیان داشت خسارت‌های ناشی از چنین شرایطی هزینه‌های سنگینی را به زنان، خانواده‌هایشان و نیز جامعه تحمیل خواهد کرد.

قوانین ایران از زنانی که تحت جرائم منافی عفت قرار می‌گیرند، حمایت می‌کند

شکایت شاکی یا مدعی خصوصی به استناد بند الف. ماده ۶۴ قانون آیین دادرسی کیفری، از جهات قانونی شروع به تعقیب مظنون ارتکاب جرم است ؛ بنابراین زنانی که مورد هرگونه آزار و اذیت قرار گرفته و یا جرمی بر روی آنان واقع شده است می‌توانند راساً اقدام به شکایت کنند. در حالیکه در بسیاری از مواقع ممکن است که بانوان بواسطه شرایط خاص موجود از جمله ناتوانی، ناآگاهی یا ترس نتوانند اقدام به شکایت نمایند. به طور مثال ممکن است زنی که جرم بر روی وی واقع شده تحت سلطه و غلبه همسر یا پدر یا خانواده خود بوده و نمی‌تواند اصلاً از منزل خارج شود تا بتواند شکایت کند.

اینجاست که در قوانین کیفری جدید ما اطلاع یافتن دادستان از وقوع جرم به موجب بند ث. ماده ۶۴ قانون آیین دادرسی کیفری از جهات قانونی شروع به تعقیب محسوب می‌شود. جهتی که پیش از این و در قانون سابق وجود نداشت. این در حالی است که مستفاد از ماده ۹ همان قانون، جرم الزاماً واجد جنبه عمومی است، اما بسیاری از جرائم علاوه بر جنبه اخیرالذکر به سبب خسارتی که از ارتکاب آن‌ها به افراد وارد می‌شود، واجد جنبه خصوصی نیز هستند؛ بنابراین علی الاصول در صورت وقوع جرم بر روی زنان و اطفال امکان مداخله دادستان به منظور حمایت از زنان در صورت مطلع کردن ایشان از وقوع جرم وجود خواهد داشت. این امکان در بسیاری از موارد همراه با تکلیف می‌باشد. از طرف دیگر مطابق بند ث. ماده ۴۵ قانون آیین دادرسی کیفری، در صورتیکه جرم در محل منزل یا سکنای افراد، اتفاق افتاده یا در حال وقوع باشد و شخص ساکن، در همان حال یا بلافاصله پس از وقوع جرم، ورود ماموران را به منزل یا محل سکنای خود درخواست کند جرم مشهود محسوب می‌گردد؛ بنابراین مطابق آنچه گفته شد و در راستای حمایت از زنان باید بیان داشت در صورتیکه جرمی در منزل بر روی زنی واقع شود و ایشان بواسطه غلبه و سلطه مرتکب جرم یا ترس امکان شکایت نداشته باشند می‌توانند با اطلاع دادن به ضابطان دادگستری (مأموران نیروی انتظامی) تعقیب مرتکب جرم را شروع نمایند. چه اینکه مشهود بودن جرم ارتکابی به استناد بند پ. ماده ۶۴ از جهات مستقلی است که دادستان را مکلف به آغاز تعقیب می‌کند.

در اینصورت ضابطان مربوطه به دستور ماده ۴۴ قانون آیین دادرسی کیفری باید تمام اقدامات لازم را به منظور حفظ آلات، ادوات، آثار، علائم و ادله وقوع جرم، جلوگیری از فرار یا مخفی شدن متهم و یا تبانی، به‌عمل آورند، تحقیقات لازم را انجام دهند و بلافاصله نتایج و مدارک به دست آمده را به اطلاع دادستان برسانند. همچنین چنانچه شاهد یا مطلعی در صحنه وقوع جرم حضور داشته باشد؛ اسم، نشانی، شماره تلفن و سایر مشخصات ایشان را أخذ و در پرونده درج کنند.

مقنن در راستای حمایت از زنان و اطفال و به طور کلی بزه دیده تحت شرایطی امکان بازداشت مرتکب جرم را نیز فراهم کرده است. از همین روی در قسمت پایانی ماده مذکور بیان داشته است ضابطان دادگستری در اجرای این ماده و ذیل ماده ۴۶ این قانون فقط در صورتی می‌توانند متهم را بازداشت کنند که قرائن و امارات قوی بر ارتکاب جرم مشهود توسط وی وجود داشته باشد؛ بنابراین در صورتیکه ارتکاب جرم بر روی زن مثلاً از جانب همسر یا شخص معین دیگری در محل سکنی یا محلی که زن ورود ماموران را درخواست نموده توسط ضابطین محرز گردد امکان جلب و بازداشت مرتکب بدون نیاز به اخذ اجازه از جانب دادستان وجود خواهد داشت. از همین روی ضابطان باید موضوع اتهام و ادله آنرا بلافاصله و به طور کتبی به متهم ابلاغ و تفهیم کنند و مراتب را به دستور ماده ۴۶ فوری برای اتخاذ تصمیم قانونی به اطلاع دادستان برسانند. اما این انتهای حمایت‌های قانونی از زنان نیست بلکه قانونگذار علاوه بر آنکه تکلیف شروع به تعقیب را برای ضابطین و دادستان مقرر کرده است حق درخواست شروع به تعقیب و اعلام جرم را برای برخی سازمان‌ها و نهاد‌ها به منظور گسترش حداکثری حمایت خود از زنان و اطفال وضع کرده است. از همین روی ماده ۶۶ قانون آیین دادرسی کیفری بیان می‌دارد، سازمان‌های مردم نهادی که اساسنامه آن‌ها در زمینه حمایت از اطفال و نوجوانان، زنان، اشخاص بیمار و دارای ناتوانی جسمی یا ذهنی، محیط زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، بهداشت عمومی و حمایت از حقوق شهروندی است، می‌توانند نسبت به جرائم ارتکابی در زمینه‌های فوق اعلام جرم کنند و در تمام مراحل دادرسی شرکت کنند.

در تبصره یک نیز چنین آمده است، در صورتی که جرم واقع شده دارای بزه دیده خاص باشد، کسب رضایت وی جهت اقدام مطابق این ماده ضروری است. چنانچه بزه‌دیده طفل، مجنون و یا در جرائم مالی سفیه باشد، رضایت ولی، قیم یا سرپرست قانونی او أخذ می‌شود. اگر ولی، قیم یا سرپرست قانونی، خود مرتکب جرم شده باشد، سازمان‌های مذکور با أخذ رضایت قیم اتفاقی یا تأیید دادستان، اقدامات لازم را انجام می‌دهند.‏

در تبصره ۲ که بیانگر یکی از حقوق زنان و اطفال و به‌طور کلی بزه دیده در فرآیند دادرسی کیفری است ضابطان دادگستری و مقامات قضایی مکلفند بزه‌دیدگان جرایم موضوع این ماده را از کمک سازمان‌های مردم‌نهاد مربوطه، آگاه کنند.

در راستای حفظ شان و آبروی زنان و اطفال در صورت وقوع جرایم جنسی و منافی عفت بر روی آنان و با آینده نگری نسبت به وضعیت آنان و در راستای کمک به زنان و اطفال برای بازگشت به اجتماع و کاهش آثار مادی و به ویژه زیانبار معنوی ناشی از وقوع جرم، در تبصره ۴ چنین مقرر داشته، اجرای این ماده با رعایت اصل یکصد و شصت و پنجم قانون اساسی است و در جرائم منافی عفت سازمان‌های مردم نهاد موضوع این ماده می‌توانند با رعایت ماده ۱۰۲ این قانون و تبصره‌های آن تنها اعلام جرم نموده و دلایل خود را به مراجع قضایی ارائه دهند و حق شرکت در جلسات را ندارند.

امتیاز مقرر در این ماده صرفاً محدود به حق اعلام جرم توسط این سازمان‌ها نیست چه اینکه همواره امکان اعلام جرم توسط اشخاص و افراد وجود خواهد داشت. بلکه امتیاز اصلی مقرر در این ماده علاوه بر آنچه گفته شد، حق شرکت کردن سازمان‌های مربوطه در تمام مراحل دادرسی می‌باشد؛ بنابراین چنانچه جرمی در خصوص زنان یا اطفال و کودکان رخ دهد ‏NGO‎ها و سازمان‌هایی نظیر بهزیستی می‌توانند نسبت به اعلام وقوع جرم بر زنان و اطفال اقدام کنند و درهمه مراحل دادرسی نیز شرکت کنند مگر در جرایم منافی عفت علیه زنان و اطفال. این در حالی است که مطابق تبصره ۴ ماده موصوف، در صورتی که زنان و اطفال مورد آزار و اذیت جنسی و به طور کلی جرایم منافی عفت قرار گیرند سازمان‌های مربوطه حق ارائه دلیل خواهند داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *